عکاسی در ایران از آغاز تاکنون

 جوهر حرکت مدنیت، برخورد اندیشه ها و تمدن هاست. در زمانی بسیار بسیار دور چرخ ساخته می شود، آدم کنجکاوی به قوه گرانش زمین پی می برد، شخص دیگری با استفاده از نیروی بخار، اتوموبیل می سازد، یکی عکاسی را ابداع می کند و دیگری کلمات را از طریق تلگراف به دور دست ها منتقل می کند. هر تمدنی نکات بارز و مبارک و گاه ناپسند تمدنی دیگر را وام می گیرد. آنها را به کار می بندد و در برخی از موارد پیشرفت می دهد. تجارت، ‌سیاحت، جنگ و لشگرکشی در نهایت به مراودت ملت ها و اختلاط آنها می انجامد و در نتیجه، باعث نشر تمدن ها و گسترش فرهنگ ها می شود. در نگاه به گذشته های تاریخی ، برخورد میان شرق و غرب ، عظیم ترین پدیده حرکت مدنیت در پانصد سال اخیر تاریخ بشر بوده است ( ناطق ،‌1380 : 2 ).

ارتباط ایران با مغرب زمین در عصر جدید ، تغییر و تحول بنیادهای فکری، ‌سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی آن تحت نفوذ غرب و همچنین واکنش جامعه ایران به معیارهای تمدن غالب ؛ در مجموع یکی از مباحث برخورد تمدن غرب با شرق است (‌ همان ، 2 )‌. قاجاریه ، سلسله ای از پادشاهان مغول نژاد ایران بود. سلسله قاجاریه منسوب به ایل قاجار از طوایف قزلباش است که نسبت خود را به مغول می رساندند. کلمه قاجار ظاهرا" مشتق از (( قجر )) است که در ترکی جغتایی به معنای (( تندرو )) آمده است ( مصاحب، 1356 ، 1983 ). دوران سلسله قاجار ( 1210 – 1334 ق / 1796 – 1925 م ) به ویژه از نظر رخدادهای فرهنگی ، هنری و جنبش های مهم مردمی، ویژگی های بسیار دارد.

این دوره ، مرحله اصلی گذار از جامعه و فرهنگ سنتی ایران به سمت تجدد محسوب می شود ( ‌keedi ،1999: 1 ). انگلستان و روسیه با حمایت های سیاسی و نظامی، محمد شاه غازی را به گونه ای مسالمت آمیز بر اریکه سلطنت نشاندند . پسر وی یعنی ناصرالدین شاه نیز از این حمایت بهره مند شد ( همان ، 25 ). ایران در سده نوزدهم، با وجود دو جنگ ایران و روسیه در اوایل قرن ، از لحاظ داخلی نسبتا" با ثبات بود . برقراری مجدد تسلط سیاسی قاجاریه بر قلمرو صفویه ، به دنبال چندین دهه آشوب و نا آرامی داخلی و تجاوز خارجی ،‌ به احیای رونق اقتصادی و افزایش تجارت بین المللی منجر شد . با این حال رشد ایران در ابعاد سیاسی و اقتصادی در مقایسه با سایر کشورهای خاورمیانه به نحو چشمگیری کندتر بود (رینگر، 1381: 19 ).در بار قاجار بی شک مهم ترین عامل ورود زود هنگام پدیده عکاسی به ایران است. موقعیت جغرافیایی ایران و وجود منابع سرشار آن عاملی بود برای برقراری ارتباط با دربار قاجار و به ویژه شخص شاه . این عامل اروپائیان را بر آن می داشت که چه در هیئت گرو ه های سیاسی و نظامی و چه به صورت فردی، برای کسب امتیازات و نیز دست یابی به مطامع و منافع مادی و شخصی به ایران سرازیر شوند. آنچه در این میان اهمیت دارد، گرمی بازار پیشکش هایی بود که تقدیم پادشاه می شد و یکی از این تحفه ها اسباب عکس بود ( ستاری ، 1377 :8) . ملکه ویکتوریا و تزار نیکلای اول هر یک دستگاهی عکاسی برای محمد شاه فرستادند و نیکلای پائولف ( ‌Nikolaj Pavlov ) روسی در اواسط ذیقعده 1258 ق / اواسط دسامبر 1842 و ژول ریشار ( Jules Richard ، 1816- 1891 ) فرانسوی در 24 ذیقعده 1260 ق/ 5 دسامبر 1844 م آنها را به کار انداختند و از محمد شاه ، ناصرالدین میرزا ولیعهد و خواهرش عزت الدوله تصاویری بر روی صفحه فلزی ثبت کردند (‌عدل ، 1379 ، فصلنامه طاووس ،‌ش 4 و 5 ، 59 و ذکاء ،‌1376 : 5 )‌. هیچ کدام از داگرئوتیپ هایی که پائولف و ریشار گرفتند . در دست نیست ، اما از روی برخی از عکس هایی که ریشار در همان زمان گرفته ،‌ یکی پرتره محمد شاه و دوتای دیگر پرتره کودکی و جوانی ناصرالدین شاه، ‌نقاش معروف دربار قاجار ؛ کمال الملک در 1298 ق / 81 – 80 م سه یا چهار تابلوی رنگ و روغن بر روی بوم ساخته و مرحوم زنده یاد استاد یحیی ذکاء همه آنها را از نزدیک در کاخ گلستان شخصا" مشاهده کرده بود ( ذکاء ، 1376 : 7 )‌. اولین عکاس ایرانی ، ملک قاسم میرزا پسر بیست چهارم فتحعلی شاه است که معتقدند همزمان با ریشار یا پس از او عکاسی کرده است ( همان ، 8 ). ‌پس از آن شماری از خارجیان در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه، عکس هایی از مناظر و مردم ایران تهیه کردند و با افتتاح دارالفنون، برخی از استادان این مدرسه نیز به انداختن عکس علاقه نشان دادند. از همان هنگام بازگشایی دارالفنون، نخستین گروه معلمان خارجی یک استودیوی عکاسی، یک داروخانه و یک آزمایشگاه فیزیک و شیمی نیز در آنجا دایر کردند ( رینگر، 1381، 91 ) و عکاسی از 77 – 1276 ق/1860 م جزو برنامه های درسی دپارتمان شیمی عرضه شد (Raby ، 1999 : 79 ؛ Diba 1999 : 264 ؛ استاین ، 1368 : 16 ) عکاسی به زودی در دربار ناصری ارج و اهمیت پیدا کرد و به فرمان ناصرالدین شاه ، عکاسی حرفه ای به نام کارلیان (Francis Carlhian ، 1818– 1875 )برای آموزش علمی این فن به ایران دعوت شد. او در دارلفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت و ضمنا" به آقا رضا ( 1259 – 1307 ق ) نیز درس عکاسی داد ( ذکاء 1376 : 25 ) . نخستین بار یک مقام و لقب درباری هم به نام (( عکاس باشی )) پیدا شد و نخستین کسی که این مقام به او اعطا شد. آقا رضا بود ( ذکاء ، 1376، 47؛ پروین ، 1377 : 119 ). عکاسی خدمت بزرگی به مصور کردن روزنامه های عصر ناصری کرد. زیرا ابتداء از شخص یا منظره مورد نظر عکس می گرفتند و سپس نقاش از روی عکس منعکس شده در آیینه به تصویرگری می پرداخت . اکثر تصویر های روزنامه (( شرف )) از این طریق تهیه شده است ( همان ، 119 ). عکاسی این پدیده اعجاب آور تمدن غربی که از مظاهر بارز علم و هنر بود در عهد محمد شاه غازی به ایران رسید، اما در دوران طولانی سلطنت ناصرالدین شاه ، تحت حمایت و توجه او به بالندگی و رشد فزون از حدی رسید که با توجه به اوضاع و احوال آن روز ایران ، عجیب می نماید . عکاسی در وهله اول در دربار ، سپس در تهران ، تبریز و پس از آن در برخی از شهر های دیگر ایران گسترش یافت . عکس های بجا مانده از دوران اولیه عکاسی ایران تا اوایل دهه 1290ق/1873 م خلوص و سادگی خاصی داشت که در دوره ای بعدی ،‌نظیر آن را نمی یابیم . می توان این دوران را ،‌دوره طلایی عکاسی ایران نامید. آقا رضا عکاس باشی اولین عکاس حرفه ای ایارن بود و تا قبل از او کسی به گستردگی وی در زمینه پرتره نگاری ( گروهی و تکی ) و عکاسی از مناظر و ابنیه کار نگرده بود.

او مدیر اولین عکاس خانه درباری در ایران شد (‌ستاری ، 1382 ، ج 1 : 15 ) . آقا رضا درا ین کاس خانه به گرفتن کلیه عکس های مورد نظر ناصرالدین شاه می پرداخت : پرتره شاه و منصوبان مذکر مذکر او ، پرتره درباریان ، مقامات کشوری و لشگری ،‌ عکاسی از ابنیه، مناظر و مردم در حین سفرهای متعدد و گوناگون شاه عاشثق عکاسی و سیر و سفر و نیز بسیاری عکسهای دیگر ( همان ،‌15 ). چون مردم عادی اجازه ورود به عکاس خانه مبارکه سلطنتی را نداشتند ، به همت آقا رضا ، عکاس خانه ای مختص مردم ایجاد و مدیریت آن به عباسعلی بیک ، شاگرد آقا رضا سپرده شده ( روزنامه دولتی ، نمره 63 ،‌ پنج شنبه 25 ذیحجه 1285 ق ) . آقا رضا به همراه استادش کارلیان اولین عکس های خود را در روستای خورهه در تاریخ 1276 ق / 31 ژوئیه تا 20 مارس 1860 م هنگام سفر ناصرالدین شاه به قم، کردستان ، ‌ساطانیه و آذربایجان برداشت ( عدل ، 1379 ، فصلنامه طاووس ، ش 4 و 5 ، 231 ) . در سال 79 – 1278 ق / 1862 م ، آقا رضا عکاس باشی در تهران با لوئیجی مونتابونه ( Luigi Montabone ، 1877 - ؟ ) عکاس حرفه ای اهل ایتالیا آشنا شد و مونتابونه از آقا رضا و جمعی دیگری عکس گرفت ( Piemontee ، 1972 ، عکس شماره 40 ) . آقا رضا در سفر اول ( 1290 ق / 1873 م ) و دوم ( 1295 ق؟ 1878 م ) شاه به فرنگستان جزو همراهان بود (‌ذکائ ،‌1376 : 56 ). در این دو سفر نادار ( Nadar ، 1820-1910 ) و برخی از عکاسان معروف از ناصرالدین شاه عکس گرفتند و یحتمل آقا رضا به نحوه کار و نور پردازی آنها توجه داشته و برخی از اصول رعایت شده آنها را در عکس هایش به کار برده بود. آقا رضا عکاس باشی اولین عکاس ایرانی است که از دستگاه آگراندیسور حداقل از 1284 ق / 1867 م در عکاس خانه مبارکه موجود بوده است( ستاری ، 1382 ، ج 1 : 289 و 323 ). شخص ناصرالدین شاه نیز عکاس قابلی بود و عکسهای قشنگی از او در آلبوم کاخ گلستان و به تعداد زیاد  وجود دارد . ناصرالدین شاه علاقه زیادی به نوشتن شرح عکس داشت و زیر اکثر عکس های انداخته شده به دست وی علاوه بر شرح ماوقع و موضوع عکس عبارت (( خودمان انداخته ایم )) دیده می شود . بعدها افرادی چون میرزا احمد ، میرزا حسینعلی و عبدالله میرا قاجار برای آموختن عکاس به خارج اعزام شدند ( ذکاء ، 1376 :‌75 ، 83 و 98 ) . آنتوان سوریوگین نیز از دیگر عکاسان برجسته و پرکار اواخر دوره ناصری ، دوران مظفری و پهلوی اول قلمداد می شود . عکس های او در سفرنامه های نگاشته شده به دست برخی از افراد خارجی که در دوران قاجار از ایران دیدار کرده اند و همچنین در دو کتاب که به ترتیب در هلند و ایالات متحده به سال 1999 م به چاپ رسیده اند، ‌دیده می شود . در دوره مظفری عکاسی در مقایسه با دوره ناصری افول می کند اما با وقایع مشروطه ، بار دیگر عکس و عکاسی جان تاره ای می گیرند ( ستاری ، 1377 : 38 ). در دوره پهلوی اول می توان از عکاسانی چون اسدالله پروین ، محمد خادم ، ماشاء الله خان و جهانگیر مصور رحمانی نام برد ( ذکاء ، 1376 : 164 – 172 و 185 ) . در دوره پهلوی دوم و از سال 1343 اولین نمایشگاه های انفرادی عکس، به همت عکاسانی چون احمد عالی و مرحوم ابراهیم هاشمی بر پا می شود . در 1349 به همت برخی از افراد از جمله میر هادی شفاییه در برخی از دانشگا ه ها واحدهای مختص عکاس تدریس می شود (‌پاکباز ،‌1378 :‌896 ؛ ستاری ،‌ 1382 ؛‌مجله عکس ،‌ش 197 ، 15 ) . در دوره انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی اهمیت عکاسی و کاربرد آن در ایران بسیار مورد توجه واقع می شود . رشته عکاسی از سال 1362 در مقطع کارشناسی و از 1373 در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه های ایران ایجاد می شود . برخی از عکاسان جنگ ایران ، جزو عکاسان برتر خبری و فتوژورنالیست های برجسته جهان به شمار می روند. با تکثر مطبوعات و فارغالتحصیلی شمار زیادی از دانشجویان عکاسی گام بلندی در عرصه عکاسی خبری و مطبوعاتی ایران برداشته می شود . عکس های عکاسان ایرانی از وقایع سیاسی سال های اخیر در ایران ،‌حمله امریکا به کویت ،‌افغانستان و عراق ، زمین لرزه بم و قیام انتفاضه در فلسطین اشعالی ،‌توجه عکاسان نسل پس از انقلاب به شاخه های کاربردی عکاسی را نشان می دهد، در حالی که در حیطه عکاسی خلاق نیز شاهد رشد و نمو عکاسان فعال در این سبک هستیم ( ستاری ، 1385 : 2 ) . عمر نشر نوشته ها و کتاب های عکاسی در ایران تقریبا" هم طراز با ورود پدیده عکاسی به ایران است . کهن ترین نوشته ای که در زبان فارسی و در ایران در باب عکاسی تالیف شده تاریخ نشری قبل از سال 1274 ق دارد ( ذکاء، ‌1376 :‌291 ). اما رشد واقعی مجله های عکاسی در ایران پس از انقلاب بوده و با مجله (( مردمک )) از اردیبهشت 1359 آغاز می شود. پس از آن در بهمن – اسفند 1365 مجله (( عکس )) متولد می شود که طولانی ترین عمر انتشار را در میان مجلات عکاسی ایران دارد و بالطبع سر دبیران متعددی داشته است .سپس مجله (( تصویر ))‌ در دی 1381 منتشر شد . (( عکس نامه )) که به صورت فصل نامه منتشر می شود در اردیبهشت 1377 روانه بازار مطبوعات شد . مجله (( دوربین عکاسی )) از 15 اردیبهشت 1381 به ارتباط با مخاطبان آماتور خود پرداخت و ((‌حرفه هنرمند )) فصل نامه ای است که از تابستان 1381 به مخاطبان حرفه ای عکاسی ، نقاشی و به طور کلی هنر روی آورد. فصلنامه (( عکاسی خلاق )) اولین شماره خود را در زمستان 1384 روانه بازار نشر کرد . فصل نامه (( عکاسی حرفه ای ))‌ دیرتر از سایر مطبوعات عکاسی تولد یافت و تاکنون یک شماره از آن ( زمستان 1384 ) به علاقه مندان عرضه شده است ( ستاری ،‌1385 : 3 )‌. اولین نشریه مجازی ( اینترنتی ) عکاسی در کشور (( ژورنال عکاسی ایران )) نام دارد (‌همان، ‌3 )‌. قبل از انقلاب ، ‌نشریات جدی عکاسی کشور عبارت بودند از :‌ (( تصویر)) که صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن جهانگیر بهروز بود . اولین شماره آن در اردیبهشت 1351 نشر یافت و آخرین شماره اش شهریور 1353 . پس از آن بهمن بهروزمجله (( فتو )) ‌را در پنج شماره از دی 1353 تا مهر 1354 منتشر کرد ( عباسی ، 1367 مجل دانشمند :‌96 و 97 )‌. تعداد کتاب های مختص فن و هنر عکاسی و آلبوم های عکس در سال های پس از انقلاب اسلامی رشد فزاینده ای داشته است . تعداد این گونه کتاب ها در محدوده این مقاله نمی گنجد و فهرست جداگانه آنها خود مقاله مستقلی را در بر می گیرد.

((برگرفته از کتاب معرفی گنجینه موزه عکسخانه شهر ))